أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

116

آثار الباقيه ( فارسى )

صد و بيست سال باشد عطا مىكند « 1 » ، و ماه هم بيست و پنج سال بر آن مىافزايد و زهره هيجده سال و مشترى دوازده سال و سالهاى موهوبه هريك از اين ستارگان ساليان صغرى خواهد بود ، چه ، بيشتر از اين توانا نيستند كه ببخشند به شرطى كه نظر موافق داشته باشند و دو نحس از آن ساقط باشد كه نتوانند چيزى كم كنند و و راس نيز در برج باشد و دور از آن ، بطورى كه در حدود كسوف نيز نباشد و چون همه اين شرايط جمع شد ماه ربع عطيه خود را نيز بر مولود مىافزايد كه سى سال باشد پس روىهم‌رفته عمر مولود دويست و پنج سال مىشود و آن منتها مقدارى است كه عمر يكنفر انسان خواهد بود اگر قاطعى نداشته باشد و چون قوام جهان به آفتاب است و صد و بيست سال ساليان كبراى آنست پس عمر طبيعى صد و ده سال

--> ( 1 ) - تاريخ الحكماى قفطى كه تأليفات علماى پيشين را ذكر مىكند مكرر ديده‌ايد كه مىنويسد فلانكس كتابى در كدخدا و هيلاج نوشت شرح قضيه آن است كه براى دانستن عمر مولودى بايد نخست بسالهاى تربيت او نظر كرد و بايد ديد كه آيا مىتواند طفل ازين سالها بگذرد يا نه و مقصود از سالهاى تربيت آن است كه چهار سال از دوره زندگى مولود بگذرد ، پس از آنكه دانسته شد كه مولود را تربيت است يعنى به چهار سال خواهد رسيد بعدا بايد ديد كه آيا او را هيلاجى هست يا نيست ، و هيلاج يكى امور پنجگانه است كه در كتب احكام نجوم مفصلا ذكر شده از قبيل درجه طالغ و سهم سعادت و نزديكترين اجتماع و استقبالى كه پيش از تولد مولود دست داده باشد و پس از آنكه هيلاج را بدست آوردند در جستجوى كدخدا مىگردند و كدخدا سه قسم سال دارد كه عطيه مىكند ، در صورتى كه در وتد باشد عدد بزرگ مىدهد ، و در مايل وتد عدد ميانه ، و در زائل وتد عدد خرد - شرح اين مراتب بطور تفصيل و معناى قواطع يا معناى تفصيلى هيلاج و كدخدا مستلزم تدوين رساله‌اى جداگانه است كه پس از آنكه رساله مرتب شد ، تازه سودى در آن نخواهد بود و اگر وظيفه من وفادارى در ترجمه نبود اين قبيل موهومات را در قرن بيستم بر روى كاغذ نمىآوردم چنان كه در برخى حواشى علم النفس شفا درباره افلاك كه ابن سينا ذكر كرده همين سخن را مكرر نموده‌ام . و اگر شخصى بخواهد مزيد اطلاعى يابد كتب زيادى در اين باب موجود است و به آنها رجوع كنيد . باد ز قاطع برى عطيه عمرت * تا بود از كدخداه رونق هيلاج خواجو